هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت نهم :
فصل چهارم
فردا، صبح شادی بود. فرشته میخواست به خانۀ داییکیوان برود که دید چند نفر در حیاط آسو مشغول به کندن چاه هستند. نور گفت: دیشب که گرگ پرید توی حیاط، چاه ظاهراً نشست کرده. مثل اینکه از قبل چاه ایراد داشت. دیگه این هم قوزِبالاقوز ش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ریحا
0تا اینجا که خیلی خفن و خوشگل بوده خسته نباشید نویسنده گل❤️🌱